اگر این روزها نگران شغلتان هستید، تنها نیستید و اغراق هم نمیکنید. در زمانهایی که احتمال درگیری نظامی بالا میرود، معمولاً قبل از هر چیز بازار کار تغییر میکند؛ نه با انفجار، بلکه با توقف، تعلیق و بلاتکلیفی. کسب و کارها میخوابد، قراردادها شُل میشوند، پروژهها و پرداختها عقب میافتند و بعضی کسبوکارها زودتر از بقیه نفسشان بند میآید.
در این صفحه چه میخوانید
واقعیت مهم این است که بیشترین فشار شغلی معمولاً قبل از شروع رسمی جنگ اتفاق میافتد؛ دقیقاً در همین دورهی گنگِ انتظار، شایعه و نااطمینانی. کسانی که اطلاعات بیشتری داشته باشند میتوانند از این دوران با استرس کمتری عبور کنند.
این مطلب قرار نیست شما را بترساند یا به واکنش عجولانه هل بدهد. قرار است کمک کند بفهمید الان چه چیزهایی واقعاً در خطرند، چه چیزهایی کمتر، و شما در این شرایط دقیقاً کجا ایستادهاید.
در ادامه، خیلی روشن و بدون اغراق میخوانید:
- کدام مشاغل در شرایط تنش زودتر ضربه میخورند
- چه کارهایی معمولاً دوام بیشتری دارند
- کدام بخشها حتی در بحران هم فعال میمانند
- و اینکه برای هر گروه شغلی، واقعبینانه چه اتفاقی ممکن است بیفتد
ایران الان در چه وضعیتی است؟
💣نه صلح، نه جنگ؛ اقتصادِ آستانهای
ایران در مقطعی قرار دارد که هنوز جنگ رسمی شروع نشده، اما اقتصاد وارد فاز «پیشاجنگ» شده است؛
یعنی تصمیمها با احتیاط گرفته میشوند، سرمایهگذاریها کند میشود و بازار کار زودتر از بقیه واکنش نشان میدهد.
تفاوت این فاز با جنگ رسمی این است که هنوز زندگی روزمره جریان دارد، اما ریسکها در حال قیمتگذاری شدن هستند؛ مخصوصاً در استخدام و همکاریهای کاری.
نشانههای رایج بازار کار در این وضعیت:
- توقف یا تعلیق استخدامهای جدید
- افزایش قراردادهای کوتاهمدت و پروژهای
- حذف یا کاهش مزایا و پاداشها
- تعدیلهای تدریجی و بیسروصدا
📌 نکته کلیدی:بازار کار معمولاً قبل از شروع جنگ، واکنش نشان میدهد؛ نه بعد از آن.
کدام مشاغل تابآورترند؟
در شرایط پیشاجنگ یا جنگ، بعضی شغلها «حذف نمیشوند»؛ فقط شکلشان عوض میشود.
☝️تابآور بودن یعنی حتی در فشار اقتصادی هم تقاضا برایشان صفر نمیشود.
درمان و دارو
در شرایط جنگی، اگر جایی باشد که نتوان آن را تعطیل کرد، درمان است. بیمارستانها، درمانگاهها، داروخانهها و مراکز اورژانسی حتی اگر با کمبود نیرو، فشار شدید کاری یا تأخیر در پرداختها مواجه شوند، باز هم فعال میمانند. پزشک، پرستار، بهیار، نیروهای آزمایشگاهی و حتی نیروهای خدماتی این مراکز معمولاً جزو آخرین گروههایی هستند که کارشان متوقف میشود. این به معنی امنیت یا آرامش نیست؛ به معنی «اجبار به ادامه» است. کار سختتر میشود، اما حذف نمیشود.
غذا و مایحتاج
در جنگ، خیلی چیزها از اولویت میافتد، اما غذا نه. نانواییها، خواربارفروشیها، پخش مواد غذایی، انبارها و حتی کارگرانی که در این زنجیره کار میکنند، معمولاً همچنان سر کار میمانند. ممکن است سود کم شود، فشار بالا برود و بیثباتی زیاد باشد، اما جامعه بدون غذا دوام نمیآورد. به همین دلیل این بخشها حتی در بدترین شرایط هم کاملاً تعطیل نمیشوند؛ فقط سختتر و فرسایشیتر میشوند.
خدمات فنی و تعمیرات
در شرایطی که واردات مختل میشود و مردم توان خرید ندارند، تعمیر جایگزین خرید میشود. برقکار، لولهکش، مکانیک، تعمیرکار وسایل خانگی و هر کسی که مهارت فنیِ کاملاً آفلاین و محلی دارد، معمولاً همچنان تقاضا دارد. این مشاغل شاید رشد نکنند و شاید درآمدشان بالا نباشد، اما حذف هم نمیشوند. وقتی همه چیز گران و کمیاب میشود، کسی که بلد است چیزی را سرپا نگه دارد، هنوز به درد میخورد.
خدمات شهری و امدادی
بعضی شغلها نه به خاطر سود، بلکه به خاطر ضرورت ادامه پیدا میکنند. جمعآوری زباله، خدمات شهری، حملونقل ضروری، آتشنشانی و نیروهای امدادی معمولاً حتی در شرایط بحرانی هم فعال میمانند. این مشاغل شاید از نظر روانی و جسمی فرسایندهتر شوند، اما متوقف نمیشوند. جامعه حتی در جنگ هم به این خدمات وابسته است، هرچند شرایط برای نیروهایش سخت و ناعادلانه باشد.

واقعیت تلخ: بسیاری از مشاغل «تابآور» نیستند
باید صادق بود. در سناریوی جنگی ایران، مشاغلی که به اینترنت، پلتفرم، ارتباط خارجی یا زیرساخت دیجیتال وابستهاند، ممکن است یکباره متوقف شوند. فریلنسری، تولید محتوا، آموزش آنلاین و کارهای رسانهای دیجیتال در صورت قطع یا ملیشدن اینترنت، عملاً از کار میافتند. نه بهخاطر ضعف فرد، بلکه چون ابزار کار دیگر وجود ندارد. این توقف میتواند ناگهانی و بدون فرصت واکنش باشد.
تابآوری در جنگ به معنی امنیت، رفاه یا پیشرفت نیست.
تابآوری یعنی کمتر زمین خوردن، نه پیروز شدن.
📌 جمله طلایی: تابآوری یعنی دوام بیشتر، نه امنیت کامل.
اگر کارگر روزمزد هستید…
واقعیت این است که در شرایط جنگی، شما آسیبپذیرترین گروه هستید.نه چون ضعیفاید؛ چون هیچ ضربهگیری ندارید. کار روزمزد یعنی:
- اگر امروز کار نباشد، امشب پول نیست
- اگر شهر نیمهتعطیل شود، شما اولین نفری هستید که کارتان قطع میشود
- اگر رفتوآمد سخت شود، عملاً از چرخه حذف میشوید
در چنین شرایطی، چند واقعیت تلخ ولی حیاتی وجود دارد:
اول اینکه ترک کار تقریباً هیچوقت تصمیم درستی نیست.اگر کاری هست، حتی سخت، حتی چند ساعت، حتی با دستمزد کمتر از قبل، اغلب بهتر از بیکار ماندن است. این حرف از سر بیرحمی نیست؛ از سر تجربه بحران است.
دوم اینکه حتی پساندازهای خیلی کوچک اهمیت پیدا میکنند.
ممکن است امروز کنار گذاشتن پول تقریباً غیرممکن به نظر برسد، اما در شرایط جنگی، همین مبالغ کم میتواند چند روز بیشتر شما و خانوادهتان را سر پا نگه دارد. مسئله «رفاه» نیست؛ مسئله «دوام» است.
سوم اینکه در بحران، کمک مردم به مردم واقعیترین شبکه حمایت است. همسایه، مغازهدار محل، صاحبکار خرد، یا حتی آشنای دور. اگر کمک پیشنهاد شد، رد نکنید. این چیزی از ارزشهای شما کم نمیکند؛ همه میدانند شرایط چگونه است و الان زمان تعارف کردن نیست زمان دوام آوردن است.
اگر کارگر یا نیروی خدماتی هستید
در تجربههای قبلی، این گروهها معمولاً تا آخرین لحظه کار میکنند. نه چون اوضاع خوب است، بلکه چون اگر کار متوقف شود، بازگشتش نامعلوم است.
در شرایط جنگی ممکن است:
- ساعت کاری تغییر کند
- پرداختها با تأخیر انجام شود
- فشار کاری بیشتر شود
- شرایط ایمنی بدتر شود
در این وضعیت، واقعبینانهترین کار این است که: تا جایی که جان و سلامتتان به خطر نیفتاده، کار را حفظ کنید. نه بهخاطر کارفرما، بهخاطر اینکه کار و درآمد جایگزینی وجود ندارد.
اگر امکانش هست، پول نقد را نسبت به نسیه ترجیح دهید حتی اگر کمتر باشد؛ خرجها را تا حد ممکن به نیازهای ضروری محدود کنید. این دوره، دوره «کممصرف زندگی کردن» است، نه دوره برنامهریزی بلندمدت.
اگر کارمند دولت هستید
برای کارمندان دولت، واقعیت این است که کنترل بسیار کمی وجود دارد. تصمیمها از بالا میآیند و شما بیشتر منتظر میمانید تا انتخاب کنید. در شرایط جنگی ممکن است:
- محل کار تعطیل یا نیمهتعطیل شود
- پرداختها با تأخیر انجام شود
- وظایف یا نقشها تغییر کند
- بلاتکلیفی طولانی شود
در این وضعیت، مهمترین کار این است که:
انتظار «کنترل اوضاع» از خودتان نداشته باشید. این شرایط تقصیر شما نیست و مدیریت آن هم دست شما نیست. اگر حقوق و بیمه برقرار است، همان بهعنوان حداقل پشتوانه واقعا خوب دارد.
این دوره، دوره صبر اجباری است، نه تصمیمگیری فعال. اما اگر حتی حقوقها با تاخیر پرداخت شد و یا حتی پرداخت نشد، باید آمادگی لازم را داشته باشید؛ پس انداز برای این مواقع است!
اگر کارمند بخش خصوصی هستید…
برخلاف تصور عمومی، بخش خصوصی معمولاً دیرتر تعطیل میشود.
شرکتها، کارخانهها و شهرکهای صنعتی اغلب حتی در بحران هم کار میکنند، چون تعطیلی کامل میتواند نابودی کامل باشد.
در شرایط جنگی ممکن است:
- فشار کاری بالا برود
- مزایا حذف شود
- پرداختها نامنظم شود
- امنیت شغلی ذهنی از بین برود
در این فضا، واقعبینانهترین کار: چسبیدن به درآمد موجود است، نه انتظار شرایط بهتر.
اگر پرداختی انجام میشود حتی ناقص، این همان چیزی است که کمک میکند از این دوره عبور کنید.
اگر فریلنسر یا شغل اینترنتی دارید…
در سناریوی جنگی ایران، باید صریح گفت: این مشاغل ممکن است بهطور کامل متوقف شوند.
قطع یا ملیشدن اینترنت، محدودیت پرداخت، بستهشدن پلتفرمها؛ همه اینها یعنی تعلیق کامل کار، نه افت موقت.
در چنین شرایطی: داشتن پول نقد، کاهش شدید هزینهها و پذیرش توقف موقت کار، واقعبینانهترین واکنش است. اینجا دیگر «بهینهسازی شرایط» مطرح نیست؛ فقط عبور از بحران مطرح است.
یک جمله برای همه :در شرایط جنگی، هدف زندگی «بهتر شدن» نیست. هدف فقط این است که کمتر آسیب ببینیم و بگذریم.
کارفرماها و صاحبان کسبوکار عزیز
این شرایط، شرایط عادی کسبوکار نیست.
زمانی نیست که فقط به سود، بهرهوری یا بهینهسازی فکر کنیم.
اگر کسبوکاری هنوز نفس میکشد:
- نگهداشتن نیرو، حتی با سختی و ضرر و زیان مالی، یک تصمیم انسانی است
- قطع کامل درآمد یک خانواده، فقط یک «عدد» در حسابداری نیست، شاید شما پشتوانهی مالی داشته باشید، اما نیروها نه!
- هر نیرویی که حفظ میشود، یک بحران اجتماعی کمتر است
📌 در شرایط جنگی، همدلی و حفظ کرامت انسانها مهمتر از ضرر و زیانهای اقتصادی است.
اگر میتوانید:
- کارگران روزمزد را به کار بگیریم، حتی موقت
- پروژهها را حذف نکنیم، فقط کوچکتر کنیم
- نیروها را نگه داریم، حتی اگر سود کمتر شود و یا حتی به سمت زیان کوتاه مدت برویم
- و حواسمان به ضعیفترین فرد در حلقه باشد
آنوقت همه با هم، دوام میآوریم و بعد از جنگ دوباره هم چیز را میسازیم.
در شرایط جنگی، اول «هموطنان» خود را نگه داریم؛ شغل، بعد از جنگ اقتصاد و کسبوکار راهش را پیدا میکند.
الان در چه وضعیتی هستیم؟
نه صلح، نه جنگ؛ اقتصادِ آستانهای
امروز که این مطلب را برای شما مینویسم، ایران در وضعیتی قرار دارد که حالتی از نگرانی و انتظار همزمان است و نه جنگ رسمی. این وضعیت که در ادبیات اقتصادی و سیاسی به آن «اقتصادِ آستانهای» گفته میشود، در واقع یعنی زمانی که ریسک درگیری واقعی شده، اما هنوز جنگی آغاز نشده است.
تفاوت این شرایط با جنگ رسمی این است که هنوز زندگی روزمره جریان دارد؛ اما تصمیمهای اقتصادی، شغلی و استخدامی دیگر با منطق عادی گرفته نمیشوند. شرکتها محتاطتر میشوند، پروژهها متوقف یا کوچک میشوند و بازار کار زودتر از بقیه بخشها واکنش نشان میدهد.
نشانههای این فاز در بازار کار ایران امروز:
- تعلیق یا توقف استخدامهای جدید
- افزایش قراردادهای کوتاهمدت، ساعتی و موقت
- کاهش یا حذف مزایا، اضافهکار و پاداشها
- تعدیلهای تدریجی و کمسروصدا، بدون اعلام رسمی
📌 نکته کلیدی: بازار کار معمولاً قبل از شروع جنگ، واکنش نشان میدهد؛ نه بعد از آن.
اگر درگیری رخ دهد، کدام بخشها زودتر ضربه میخورند؟
بر اساس تجربههای قبلی و چیزی که در منطقه دیدهایم، درگیری نظامی لزوماً به معنی تخریب سراسری شهرها یا زیرساختهای عمومی نیست. معمولاً تمرکز روی اهداف سیاسی، نظامی و امنیتی است. اما حتی وقتی بمبی به یک کارخانه یا اداره نخورد، اقتصاد و بازار کار زودتر از همه واکنش نشان میدهد. اثر اصلی جنگ، قبل از تخریب فیزیکی، در «تعلیق، ترس و بلاتکلیفی» دیده میشود.
پروژههای بزرگ و سرمایهبر
پروژههای عمرانی، صنعتی و توسعهای معمولاً اولین بخشهایی هستند که متوقف میشوند. نه لزوماً بهخاطر تخریب، بلکه چون تصمیمگیری در شرایط جنگی قفل میشود. سرمایهگذار صبر میکند، کارفرما دست نگه میدارد، پرداختها عقب میافتد و پروژهها «موقتاً» تعطیل میشوند؛ موقتی که ممکن است ماهها طول بکشد. کارگر و نیروی قراردادی این پروژهها معمولاً اولین کسانی هستند که بلاتکلیف میمانند.
کسبوکارهای وابسته به واردات و ارز
حتی یک درگیری کوتاه، بازار ارز و حملونقل بینالمللی را بههم میریزد. واردات کند میشود، هزینهها بالا میرود و بعضی فعالیتها عملاً صرفه اقتصادی خود را از دست میدهند. مشاغلی که به مواد اولیه خارجی، قطعات وارداتی یا پرداخت ارزی وابستهاند، خیلی زود دچار رکود یا توقف میشوند؛ بدون اینکه حتی صدای جنگ را شنیده باشند.
خدمات غیرضروری
در شرایط تنش و نااطمینانی، مردم خرجهایشان را جمع میکنند. تفریح، سفر، تبلیغات، رویدادها، آموزشهای غیرضروری و خدمات لوکس معمولاً اولین چیزهایی هستند که از سبد هزینه حذف میشوند. نه به این دلیل که این مشاغل بد یا بیارزشاند، بلکه چون در شرایط بحران، «بقا» جای «بهبود کیفیت زندگی» را میگیرد.
نظام مالی و پرداختها
حتی اگر بانکها و زیرساختهای مالی مستقیماً هدف قرار نگیرند، احتیاط شدید سیستم مالی خودش را نشان میدهد. پرداختها کند میشود، تصمیمهای اعتباری عقب میافتد، و شرکتها محافظهکارتر عمل میکنند. نتیجهاش برای کارمند و کارگر، تأخیر حقوق، توقف اضافهکاری یا بلاتکلیفی در قراردادهاست؛ نه لزوماً قطع کامل، اما فرساینده و نگرانکننده.
بخشهایی که هدف نیستند، اما آسیب میبینند
- کسبوکارهای کوچک با حاشیه سود کم وحتی کسب و کارهای آنلاین
- شرکتهایی که نقدینگی محدودی دارند
- مشاغلی که کاملاً وابسته به اعتماد و آرامش روانی جامعهاند
📌 نکته مهم:در جنگهای مدرن، همیشه همهچیز با بمباران از کار نمیافتد؛ گاهی بلاتکلیفی، ترس و توقف تصمیمگیری بیشترین آسیب را میزند.
حتی اگر زیرساختها هدف مستقیم نباشند، بازار کار از فضای نااطمینانی ضربه میخورد؛ یعنی شغلهایی که به «اعتماد، سرمایهگذاری و آیندهنگری» وابستهاند، زودتر دچار رکود میشوند.
مشاغلی که در عمل تابآورترند
درمان و دارو
نیاز درمانی حتی در شدیدترین بحرانها متوقف نمیشود. پزشکان، پرستاران، داروسازان، نیروهای درمانی و حتی پشتیبانی درمان (داروخانه، تجهیزات اولیه) معمولاً جزو آخرین بخشهایی هستند که از کار میافتند.
تأمین غذا و توزیع محلی
نان، مواد غذایی، آب و مایحتاج روزمره در هر شرایطی نیاز مردم است.
مشاغلی که به تولید یا توزیع محلی وابستهاند (نه واردات پیچیده) معمولاً دوام بیشتری دارند.
خدمات فنی و تعمیرات (در صورت امکان کار آفلاین)
برقکار، لولهکش، مکانیک، تعمیرکار وسایل ضروری، تکنسینهای محلی؛
بهویژه زمانی که قطعیها و خرابیها بیشتر میشود، این خدمات حتی ضروریتر میشوند—به شرطی که ارتباط محلی برقرار باشد.
📌 نکته: تابآوری یعنی دوام بیشتر، نه امنیت کامل.
خودمان را برای چه چیزی آماده کنیم؟
در شرایط جنگی، مسئله فقط از دست دادن شغل نیست؛ ممکن است هیچ کاری برای انجام دادن وجود نداشته باشد.
- مغازهها بسته شوند
- کارگاهها تعطیل شوند
- پروژهها متوقف شوند
- رفتوآمد محدود شود
این یعنی: حتی اگر شاغل باشید، ممکن است موقتاً هیچ درآمدی نداشته باشید.
اگر امکانش هست:
- مقداری پول نقد کنار بگذارید (حتی کم)
- خرجهای غیرضروری را متوقف کنید
- اگر بدهی کوتاهمدت دارید، تا حد امکان سبک کنید یا به تعویق بیاندازید.
در شرایط تعطیلی کشور، چند روز پول نقد میتواند تعیینکننده باشد. در سناریوی جنگی، اولویت مردم شغل نیست؛ زندگی است. مردم باید بدانند:
- ممکن است برق قطع شود
- ممکن است اینترنت کلاً نباشد
- ممکن است چند روز نتوان از خانه خارج شد
آمادهسازی یعنی:
- آب، غذا، دارو، وسایل ضروری
- برنامه برای خانواده، کودک، سالمند
- آرام نگهداشتن فضا تا حد ممکن
ما چه کنیم؟
این مردماند که کشور را نگه میدارند:
- کمک به همسایهها و آشنایان
- درک شرایط مستاجران
- درک وضعیت کارگران روزمزد
- فشار نیاوردن به کسی که امروز نمیتواند کار کند
📌 اینها توصیه شغلی نیست؛ توصیه انسانی برای بقاست.
واقعیت این است که در شرایط جنگی:
- همیشه راهحل شغلی وجود ندارد
- همیشه انتخاب خوب وجود ندارد
- گاهی فقط باید آماده بود، دوام آورد و انسان ماند







